۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

آزادی رای به چه معناست؟

افراد باید بتوانند در نهایت اختیار و آزادی نظر شخصی خود را درباره آنچه که به رای گذاشته می شود ابراز دارند. تا پس از شمارش آرا عقیده اکثریت اعلام و به اجرا گذاشته شود. هر گونه اجبار یا اکراه یا عوام فریبی در اخذ آرا موجب بطلان و بلا اثر شدن انتخابات خواهد شد. تاریخ معاصر جهان موارد بسیاری را نشان می دهد که حکومت مدعی آزادی انتخابات بوده ، لیکن پنهان و آشکار اقداماتی را برای کنترل آن به عمل می آورند. منجمله اینکه مسئولان انتخابات را از ایادی و عوامل خود تعیین می کنند تا از راه جعل آرا و تغییر و تبدیل آنها نتیجه را به راهی که حکومت منظور دارد سوق دهند. و یا از راه ارعاب و تهدید ،رای دهندگان را به مقصدی که قبلا تعیین شده است رهبری کنند.
مداخله در امر انتخابات در کشورهایی دیده می شود که پایبند به اصول دموکراسی نیستند لیکن به عللی علاقه مندند که به دموکراسی تظاهر کنند.
در کشورهایی که دموکراسی را چه به موجب قوانین و چه در عمل پذیرفته اند ،هرگونه مداخله در انتخابات جرم و مستوجب مجازات است.

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

لادن مصفایی:همسرم خونش را تقدیم ایران کرد


فرشته قاضی: علی حسن پور، روز 25 خرداد در خیابان آزادی بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شد؛ خانواده اش 104 روز بعد از این واقعه، پیکر او را تحویل گرفتند و به خاک سپردند. تصویر پیکر خونین و سر گلوله خورده علی حسن پور از اولین تصاویری بود که منتشر و به یکی از نمادهای اعتراض مردمی تبدیل شد.

در حالیکه خانواده های کشته شدگان وقایع بعد از انتخابات به دادسرای جنایی تهران ارجاع داده می شوند تا از طریق این دادسرا شکایت و پی گیری کنند، دادسرای جنایی تاکنون از پذیرش شکایت بسیاری از خانواده ها سرباز زده است؛ این در حالیست که خانواده هایی نیز که موفق به ثبت شکایت خود شده اند تاکنون علیرغم پی گیریهای فراوان به هیچ نتیجه ای نرسیده اند. علی حسن پور یکی از جان باختگان حوادث پس از انتخابات است که خانواده او در مصاحبه با "روز" از به نتیجه نرسیدن پی گیری هایشان و عدم پاسخگویی مسئولان سخن گفته اند.

لادن مصطفایی، همسر علی حسن پور پیش از این در مصاحبه با "روز" از شاهدان شهادت همسرش خواسته بود با او تماس بگیرند و بگویند همسرش در لحظات آخر چه گفته است. او اکنون با در دست داشتن اظهارات شاهدان به دادگاه مراجعه کرده و خواستار معرفی قاتل یا قاتلان همسرش شده است. هر چند: "شکایت به جایی نرسیده و جوابی نمی دهند. رفتم دادسرای جنایی و گفتم مصاحبه کرده ام. پرینت مصاحبه ام با روز را هم ارائه دادم و گفتم دیگر ساکت نمی مانم. اظهارات شاهدان را هم ارائه دادم و گفتم سه نفر شهادت داده اند که به این شکل همسرم کشته شده است، اما هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده ایم."

خانم مصطفایی با تاکید بر ادامه پی گیریهایش می افزاید: "گفتند پرونده را به دادسرای نظامی ارجاع داده اند. رفتم دادسرای نظامی؛در آنجا اما گفتند پرونده در این دادسرا نیست. لباس ها و وسایل شخصی اش را نیز همچنان تحویل نمی دهند و پی گیریها بی نتیجه مانده است."

همسر علی حسن پور سپس با اشاره به اظهارات شاهدان می گوید:" بارها حرف های شاهدان را در ذهنم مرور میکنم؛ از اینکه علی در لحظه آخر باز هم به یک کسی کمک میکرد احساس غرور می کنم.همین که راحتت جان داد شده است دلخوشی من."

متن کامل مصاحبه را از اینجا بخوانید

احضار بهاره هدایت به دادگاه انقلاب

بهاره هدایت عضو شورای مرکزی و سخنگوی دفتر تحکیم وحدت که به تازگی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به نه سال وشش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌است،روز دوشنبه از سوی شعبه ۴ بازپرسی امنیت به دادگاه انقلاب احضار شد.

به گزارش سایت کلمه بنا به گفته خانواده این فعال دانشجویی دلیل این احضار در رابطه با پرونده بازداشت وی در ۱۸ تیرماه ۱۳۸۶ عنوان شده است. گفتنی‌ست بهاره هدایت به همراه سایر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سالروز ۱۸ تیرماه ،در سال ۸۶ به علت تحصن مقابل دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی حکومت با دانشجویان، دستگیر و پس از گذراندن یک‌ماه در سلول انفرادی بند ۲۰۹ با قید وثیقه آزاد شده بود.بهاره هدایت ازجمله دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات می‌باشد که از ۹ دی‌ماه ۸۸ تاکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد. وی در دادگاه بدوی به نه سال ونیم حبس محکوم شده است.

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

وضعیت وخیم حسین رونقی در پی اعتصاب غذا


خبر گزاری رهانا: حسین رونقی فعال دانشجویی با نام مستعار بابک خرمدین که از شانزدهم آذر ماه سال گذشته در بازداشت است در سومین روز اعتصاب غذا که در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده و اوضاع جسمی اش دست به اعتصاب غذا زده بود به سلول انفرادی منتقل شد. وی از ناراحتی کلیه رنج می برد و در پی اعتصاب غذا وضعیت جسمی وی رو به وخامت گرائیده.

به گزارش خبرگزاری رهانا خانواده وی که برای پیگیری پرونده به تهران آمده بودند در پی تماس کوتاه تلفنی با فرزندنشان از سوی ماموران از آنها خواسته شد تا پیگیری را قطع و تهران را ترک گویند. خانواده حسین رونقی نسبت به وضعیت جسمی فرزندشان ابراز نگرانی کردند و وضعیت وی را خطرناک می گویند. این در حالی است که ماموران زندان هیچ تلاشی در جهت معالجه وی انجام ندادند.

بعد از 6ماه از بازداشت حسین رونقی وی هنوز تحت بازجویی قرار دارد و تا کنون هیچ دادگاهی برای وی تشکیل نشده.

گزارشگران و فعالان حقوق بشر ایران، نگرانی عمیق خود را از شرایط بازداشت غیرانسانی زندانیان سیاسی و عقیدتی به ویژه زندانیانی چون مجید توکلی و حسین رونقی ملکی اعلام می‌کند. اعتصاب غذای مجید توکلی و حسین رونقی ملکی در پی شرایط بازداشت و نقض مکرر حقوق ایشان اتفاق افتاده است و مسئولیت هر گونه اتفاقی متوجه مقامات ایران و به طور مشخص دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است.


مادر مجید توکلی:همه شما برای من مجید هستید



به دنبال اعتصاب غذای مجید توکلی و وضعیت وخیم وی ،حسین رونقی فعال دانشجویی بازداشت شده در اعتراضات پس از انتخابات که از ناراحتی کلیه رنج می برد دست به اعتصاب غذا زده که وضعیت جسمی وی را دچار مشکل ساخته.
در تماس تلفنی که با مادر مجید داشتم از او خواستم تا به اعتصاب غذایش خاتمه دهد تا لااقل سلامت جسمی او دچار مشکل نشوداما او با صدایی که به سختی از گلویش برمی آمد گفت :تا زمانی که مجید از انفرادی بیرون نیاید و مطمئن نشوم که یک لیوان آب خورده دست از اعتصاب غذا بر نمی دارم.
اگر قرار باشد بمیری ما هم با تو می میریم. اگر می خواهند حق زنده ماندن را از تو بگیرند از ما هم بگیرند. من هم لب به غذا نمی زنم تا وقتی عزیزانم در بند خوردن را بر خود حرام کردند .تا وقتی حسین و مجید لب به غذا نزنند من هم خوردن را بر خودم حرام می کنم.
مادرم بدان که تو تنها نیستی و همانگونه که خود گفتی ما همه مجیدهای تو هستیم.
همگی تا آزادی عزیزان در بندمان به اعتصاب غذا دست می زنیم و تا تحقق خواسته بر حقمان دست از اعتصاب برنخواهیم داشت.

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

مادر شبنم سهرابی در مصاحبه با روز:چطور توانستید از روی پیکر فرزندم بگذرید؟

مصاحبه فرشته قاضی با مادر شبنم سهرابی:مادر شبنم سهرابی، زن جوانی که ظهر عاشورا در زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی جان باخت، در مصاحبه با "روز" اعلام کرد که به او اجازه شکایت برای پی گیری شهادت فرزندش را نمی دهند. در میان مصاحبه، صدای نگین، دختر خردسال این جان باخته مرتب به گوش می رسد که فریاد می زند: "مامان منو تنها نمیذاره خودش قول داده میدونم زنگ میزنه و..."

شبنم سهرابی، زن 34 ساله ای است که ظهر روز عاشورا توسط خودرو نیروی انتظامی زیر گرفته شد و شاهدان عینی این صحنه را چنین بازگو کردند: "ماشین نیروی انتظامی با سرعت به شبنم برخورد کرد و بعد از چندین بار رد شدن از شکم شبنم، او را زیر چرخ هایش له کرد."

وقتی تلفن کردم، نگین دخترک 6 ساله شبنم سهرابی در همان زنگ اول گوشی را برمیدارد. او با هیجان داد میزند: "مامان بالاخره زنگ زدی؟ من میدونستم بهشت تلفن داره و تو منو یادت نمیره و..."

صدای من همه هیجان دخترک را فرو می نشاند. این سوی خط خبرنگاریست که سراغ مادر بزرگ نگین را می گیرد و نگین که همچنان منتظر تلفن مادرش است از من میخواهد تلفن را زیاد اشغال نکنم چون ممکن است مادرش زنگ بزند و تلفن اشغال باشد و...

اما مادر شبنم سهرابی که به شدت تحت فشار است تا از دختر شهیدش حرفی نزند، می گوید او را به دادسرای جنایی راه نمیدهند و حتی امکان شکایت را از او گرفته اند

متن کامل مصاحبه را از اینجا بخوانید

۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

مجید جان تولدت مبارک

برادرم مجید جان امروز من و تو با هم زادروزمان را جشن می گیریم . اما تو آن سوی میله های زندان و من در این سو. بین ما میله های زندان است اما هر دو در زندانیم.
به تعداد روزهای اسارتت روی کیک تولدت شمع میگذاریم با این امید که روزی برسد که دیگر تمامی میله های زندان از بین ما برداشته شود. مادرت دلتنگت است اما تو نگران نباش . هزاران مجید با مادرت همنوایی می کنند و نخواهند گذاشت تا غم دوری تو بر مادرت گران آید.
طاقت بیار برادر. خوب ترا می شناسم چون هر دو از یک تباریم و ظلم را نخواهیم پذیرفت. به شرف جنبش دانشجویی قسم می خورم نخواهیم گذاشت تا فریاد تو خاموش شود و فریاد تظلم خواهی تمام عزیزان دربندمان را سر خواهیم داد.
امروز تولدم را با یاد تو و تمام عزیزان دربندم جشن می گیرم و فراموش نمی کنم ظلمهایی که بر ما روا شده. بمان و بدان پیروزی از آن ماست.