۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

وزیر علوم : اگر كسي در مسير خواسته‌هاي راهپيمايان 9 دي نباشد، در دانشگاه جایی ندارد

جرس: وزير علوم، تحقیقات و فناوری همزمان با سومین سفر هیات دولت به استان ایلام خطاب به دانشگاهیان گفت: اگر فردي در مسير خواست ملت ايران در راهپيمايي‌هاي بزرگ 9 دي و 22 بهمن 88 حركت نكند، بدون ترديد جايي در دانشگاه ندارد.

به گزارش ايلنا، كامران دانشجو در جمع رؤساي دانشكده‌ها و اساتيد دانشگاه ايلام به تشريح اهميت جايگاه دانشگاه در كشور پرداخت و اظهار داشت: دانشگاه محل تربيت و تعليم نسل آينده كشور است و حداقل 90 تا 95 درصد كادر مديريتي آينده كشور در همين دانشگاه‌ها تربيت مي‌شوند.

وي افزود : دانشگاه تنها متعلق به ما و اعضاي هيات علمي نيست، بنابراين بايد فعاليت دانشگاه‌ها در مسير خواسته‌هاي همان 70 ميليون ايراني باشد كه مسير خود را در 9 دي و 22 بهمن نشان دادند.

دانشجو همچنین گفت: عده‌اي مي‌خواستند كاري كنند كه حاكميت نقشي در دانشگاه نداشته باشد اما مردم در 9 دي و 22 بهمن اعلام كردند كه در دانشگاهي كه بايد براي نظام كادرسازي كند، نبايد از مسير مورد نظر مردم خارج شود و دانشگاه بايد در آن اعمال حاكميت كند چرا که اعمال حاكميت در دانشگاه سبب مي‌شود تا دانشگاه در مسير جمهوري اسلامي،‌ اخلاقي ديني و اسلامي و خواسته‌هاي مردم قرار بگيرد.

وی با تاكيد بر اينكه هيچ نظامي با جهان‌بيني توحيدي نمي‌تواند دانشگاه و دانشگاهياني بدون اين جهان‌بيني داشته باشد، خاطرنشان كرد: حاصل حاكميت جهان‌بيني توحيدي، پويايي دانشگاه خواهد بود و ‌هر فردي كه دانشگاه را به سمت يك جناح يا يك فرد از يك جناح يا يك حزب سياسي سوق دهد بداند كه خواسته يا ناخواسته و غافل يا جاهل خيانت مي‌كند.
دانشجو با تاكيد بر اينكه دانشگاه محل بازي‌هاي سياسي نيست، افزود: دانشگاه محل علم و ايمان است و فعاليت‌هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي نيز بايد در آن جاري باشد اما شأن دانشگاه تبديل شدن به پياده نظام افراد خاص نيست بلكه خدمتگزاري به مردم است.

وزير علوم با بيان اينكه در هر فعاليت علمي، فرهنگي و سياسي و اجتماعي بايد مرز بين خود و دشمن را شفاف كنيم، گفت: اگر اين شفافيت در دانشگاه ايجاد شود، دشمن نمي‌تواند طمع كند و به همين دليل بايد بدانيم اگر روزي دشمن براي انجام كاري ما را تشويق كرد حتما به خطا رفته‌ايم.

دانشجو در خصوص حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري يادآور شد: در فتنه اخير دانشگاهيان همانند دوران دفاع مقدس كه دشمن در كشور طمع كرده بود، يك بار ديگر علي رغم برخي اختلاف نظرات، ولايتمداري خود را اثبات كرده و در دهان دشمن و فتنه زدند.
وي گفت: در حوزه دانشگاه اسلامي، پوشش يكي از مظاهر خواهد بود، هر كسي كه حجاب اسلامي مورد نظر ما را نداشته باشد، يكي از لايه‌هاي پنهان فتنه نیست، بلکه برخي اطلاعات كاملي در خصوص فوايد پوشش اسلامي ندارد كه بايد آنها را مطلع كرد.
دانشجو با بيان اينكه دانشگاه محل فعاليت علمي است، يادآور شد: در حوادث بعد از انتخابات برخي در دام دشمن افتادند كه حساب آنها از دانشگاهياني كه مورد اعتماد مردم هستند،‌جدا است، دانشگاهيان هرگز اجازه نمي‌دهند كه دشمن يك بار ديگر به كشور طمع كند و خود در مقابل دشمنان مي ايستند.
گفتنی است پیش از این نیز وزیر علوم اعلام کرده بود که برای استخدام اعضای هیات علمی و بورسیه کردن دانشجویان، دو شرط اعتقاد به نظام اسلامی و ولایت فقیه التزام عملی دارد.

در دوران وزارت وی، اساتید بسیاری اخراج و یا بازنشسته اجباری شدند و دانشجویان بی‌شماری به واسطه اخراج و یا تعلیق از حق تحصیل محروم ماندند.


مادرم!زیباترین واژه هستی روزت مبارک


تاج از فرق فلک برداشتن ،

جاودان آن تاج بر سرداشتن :

در بهشت آرزو ره یافتن،

هر نفس شهدی به ساغر داشتن،

روز در انواع نعمت ها و ناز،

شب بتی چون ماه در بر داشتن ،

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روی گیتی را منور داشتن ،

شامگه چون ماه رویا آفرین،

ناز بر افلاک اختر داشتن،

چون صبا در مزرع سبز فلک،

بال در بال کبوتر داشتن،

حشمت و جاه سلیمانی یافتن،

شوکت و فر سکندر داشتن ،

تا ابد در اوج قدرت زیستن،

ملک هستی را مسخر داشتن،

برتو ارزانی که ما را خوش تر است :

لذت یک لحظه "مادر" داشتن

برای شیوای عزیزم که قلب کوچکش به وسعت دریاست


عزیزم دیدم آن روزی که خود را به هر دری می زدی تا برای کسی کاری انجام دهی. یادم هست آن روزی که با بغض از فرزندان امید عباسقلی حرف میزدی. یادم نمیرود که سنگ صبور مادرانی بودی که فرزندانشان در زندان یودند. فراموش نمی کنم آن لحظه ای که من و رضا در آن سوی میله ها جز تو امیدی نداشتیم و تو هر کاری کردی تا فریاد ما خاموش نشود. هنوز صدای فریادت در گوشم است آن لحظه ای که پس از آزادی از پشت گوشی سردادی. شیوای عزیزم شرمسارم که امروز تویی که سنگ صبور همه بودی امروز خود اسیر میله های سرد آهنین زندان است.

اما هیچ کس به درستی نمیداند به کدامین گناه امروز اینچنین در حصار زندان اسیر شدی. انسانیت ،این گناه توست . آری این جرم دختری هست که نتوانست غم کودکان غمدیده را ببیند و بگوید نمی بیند. این گناه دختریست که ناله های مادران چشم انتظار را شنید اما نتوانست بگوید نمی شنود. و این است گناه شیوا.

پس اگر این گناه هست آری من هم شیوا هستم و به جرم شیوا بودن می خواهم دربند باشم.

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

نامه مادر شیوا نظرآهاری:مرا دربند کنید و فرزندم را ازاد


دخترم،گویی رسم دنیا بر این شده که انسانها را به جرم آزادی خواهی و انسان دوستی در بند می کنند و تو نیز به این جرم بیش از 6 ماه است که در زندان به سر می بری و من به عنوان مادر به وجود نازنینت افتخار می کنم،چون همیشه جزءبهترین ها بودی و هستی ..........
دخترم زمانی که برای گرفتن مدرکت به دانشگاه مراجعه کردم تمامی مسئولین به من برای داشتن دختر بردباری همچون تو تبریک گفتن و دعا کردن که هیچ کس به جرم انسان دوستی و عدالت خواهی دربند نباشد ..........
و حال من با صدای بلند از صمیم قلب فریاد میزنم که شیوا در دامن من پرورش یافته و اگر قرار باشد کسی در زندان به سر ببرد من هستم نه شیوا
پس مرا دربند کنید و فرزندم را آزاد.......
مادرت
شهرزاد کریمان
8/3/89

یه روز خوب میاد

یه روز خوب میاد
که ما هم رو نکشیم
به هم نگاه بد نکنیم
با هم دوست باشیم و
دست بندازیم روی شونه‌های هم، آها
مثل بچگیا توو دبستان
هیچ کدوممون هم نیستیم بی کار
در حال ساخت و ساز ایران
واسه اینکه خسته نشی، این بار
من خشت می‌زارم، تو سیمان
بعد این همه بارون خون
بالاخره پیداش می‌شه رنگین کمون
دیگه از سنگ ابر نمی‌شه آسمون
به سرخی لاله نمی‌شه آب جوب
موذن اذان بگو
خدا بزرگه بلا به دور
مامان امشب واسمون دعا بخون!
******
تا جایی که یادمه این خاک همیشه ندا می داد
یه روز خوب میاد که هرج و مرج نیست
و توی شلوغیا به جا فحش
به هم شیرنی می دیم و زولبیا،،، بامیه!

همه شنگولیمو همه چی عالیه
فقط جای رفیق هامون که نیستن خالیه
خون می مونه توی رگ و آشنا! (چسبیده به مصراع بعد)
نمی شه به آسمون و آسفالت
دیگه فوواره نمی‌کنه، لخته نمی‌شه!
هیچ مادری سر خاک بچه نمی‌ره
خونه پناهگاه نیست و
بیرون جنگ!
وای از تو، مثل بم ویرونم
یا اصلا مثل هیروشیما بعد بمب! نمی دونم!
دارم آتیش می گیرم و این رو می خونم!
پیش خودت شاید فکر کنی دیوونم!
ولی یه روز خوب میاد، این رو می دونم!!
******
راستی، وقتی یه روز خوب میاد
شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی‌ها
نا امن و خراب نیست، همه چیز امن و امان
کرم‌ها هم قلقلکمون می‌دن و می‌شیم شادروان!!
آسمون به! چه قشنگه!
کنار قبر، سبزه! چمنه!
هیچ مغزی نمی‌خواد، در بره!
فقط اگر صبر داشته باشی، حله!
دست اجنبی کوتاست از خاک!
نگو، اووو، کو تا فردا!
اگر نبودم، می‌خوام یه قول بدی بهم!
که هر سربازی دیدی، گل بدی بهش!
دیگه هیچ مرغی پشت میله نیست!
هیچ زن آزاده‌ای، بیوه نیست!
دخترم بابات داره میاد خونه، آره.
برو برای شام میز بچین
******
دانلود فایل ام پی تری

من اعتراف می کنم

من اعتراف می‌کنم به قتل، حمل اسلحه
به ارتباط اجنبی، به سازش و مسامحه
من اعتراف می‌کنم به ننگ سرسپردگی
به اغتشاش و مفسده، به شرب خمر و هرزگی
من اعتراف می‌کنم به انقلاب مخملی
به کودتای موسوی علیه بیت رهبری
من اعتراف می‌کنم که خاتمی منافق است
و شیخ هم طبیعتا خرابکار و فاسق است
و اعتراف می‌کنم به صاف بودن زمین
به روز بودن شب و یسار بودن یمین
من اعتراف می‌کنم که جان‌نثار رهبرم
که قتل این همه جوان نبوده کار رهبرم
من اعتراف می‌کنم که شب سفید بود و من
اگر سیاه دیدمش خطای دید بود و من
من اعتراف می‌کنم که اشتباه کرده‌ام
و عمر خویش بی‌جهت چنین تباه کرده‌ام
من اعتراف می‌کنم تعفن لباس من
زکار خویش بوده من خودم خراب کرده‌ام
فقط مرا تمیز کن، مجال یک وضو بده
من اعتراف می‌کنم هوای ‌آب کرده‌ام
من اعتراف می‌کنم نه بطری و نه کابل بود
نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود
من اعتراف می‌کنم که قرص‌ها توهم است
و فرد خائنی چو من نه لایق ترحم است
من اعتراف می‌کنم فقط کمی امان بده
به دوستان گشنه‌ام فقط یه لقمه نان بده
من اعتراف می‌کنم تو رو خدا فقط بزن
چه کار کرده مادرم؟ چه کار کرده پیرزن
من اعتراف می‌کنم فقط نگو به دخترم
در این یکی دوماه من چه آمدست بر سرم

دانلود این ترانه فرمت ام پی تری

جمعه خردادی من سبز بود

جمعه خردادی من سبز بود
رای من سبز و دلم سبز و نگاهم سبز بود
سبز در دستم نوشتم من که می‌خواهم تو را ایران من
من هنوزم عاشقم، عشقم تویی ای جان و تن
حرف دل را درون صندوقی انداختم
در درون ذهن و دل ایران خود را ساختم
ناگهان آن جمعه خردادی‌ام تاریک شد
دست طرار و کجی بر صندوقم نزدیک شد
حرف سبزم را نخواند و سوخت امیال مرا
دست او تابوت کرد جعبه آمال مرا

چوب و چماق و گلوله جواب اطمینان سبز من نبود
کاش می‌دانستم از اول که میزان رای من نبود

اگر خارم اگر خاشاک
مکن کاری بسوزانم
تن خشک وجودم را

که چون شعله زنم آتش
همان دستی که خشکانید
تمام سبزی من را

رای من کو، رای من را پس بده
سبز من سرخ است جوابم را بده
پر ز فریادم رایم پس بده
سبز من سرخ است جوابم را بده